معين الدين محمد زمچى اسفزارى

493

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

متعاقب با سپاه بىپايان رسيدم ، چون نامه بامير على رسيد مستظهر و قوىدل گشت و روز ديگر هزار سوار از هرات بمدد او رسيدند ، و چند نوبت جنگ كردند ، ملك غياث الدين با سپاه كينه‌خواه ، ضرغام كين ، بهرام‌آئين ، متوجه خطهء اسفزار شده ، « 1 » [ روز ديگر « 2 » در يك فرسنگى اسفزار نزول كرده ] ، چون ملك قطب الدين از وصول « 3 » رايات ملك اسلام خبر يافت ، « 4 » [ نواب و حجاب و اعيان و اصحاب ] خود را دلدارى و استمالت داده ، گفت غم مداريد كه ملك ينالتكين درين « 5 » دو روز ميرسد ، « 6 » [ او از آن طرف با سپاه كينه‌خواه فراه ، و ما ازين جانب با مبارزان و دليران حصار دست بردى نمائيم كه مردم زمانه داستان رستم دستان را افسانه خوانند ] ، روز ديگر ملك « 7 » غياث الدين جمعى از نواب خود بپاى حصار فرستاد ، كه اين چه « 8 » فتنه و آشوبست كه برانگيختهء ، [ و در خون چندين مردم شريك شدهء ] ، در خاتمت اين كار تاملى كرده « 9 » و دست از مخالفت بدار ، ملك قطب الدين در جواب گفت كه : « 10 » من به هيچ وجه از

--> ( 1 ) - مج . پا : روز ديگر در يك فرسنگى اسفزار نزول كرده . مك : اين عبارت را ندارد . ( 2 ) - مج : روز ديگر در . پا : روز دوم در . ( 3 ) - مج . پا : رايات . مك : ندارد . ( 4 ) - مج . پا : نواب و حجاب و اعيان و اصحاب . مك : اين عبارت را ندارد . ( 5 ) - پا : درين روز ميرسد ، و از آن‌طرف سپاه كينه‌خواه فراه و ما از . مج : درين دو روز او از آن‌طرف با سپاه كينه‌خواه فراه و ما از . مك : درين دو روز ميرسد ، روز ديگر . ( 6 ) - عبارت : [ او از آن‌طرف با سپاه . . . دستان را افسانه خوانند ] از زيادات مج و پا مىباشد . ( 7 ) - پا : روزى ديگر ملك غياث الدين جمعى . مك : روز ديگر ملك جمعى . مج : روز ديگر ملك غياث الدين جمعى . ( 8 ) - مج : چه فتنه و آشوبست كه برانگيخته و در خون جان مسلمانان شده در خاتمت . پا : چه فتنه و آشوبست كه برانگيخته و در خون چندين مردم شريك شده در خاتمت مك : چه آشوبست كه انگيخته در خاتمت . ( 9 ) - مج : كرده . مك . پا : كن . ( 10 ) - مج . پا : كه من به هيچ : مك : كه به هيچ .